|
ما به آزادی انسانی می اندیشیم
|

حلبچه آرام بخواب. سالهاست كه دیگر كسی نوبهار تو را سیاهپوش نمیكند. حلبچه آرام بخواب. كودكانت را در آغوش بفشار. به آنها گرمای زندگی ببخش. لبان عنابی دختركانت را از سیاهی این همه تباهی پاك كن و آنها را به میدان پایكوبی و دستافشانی روانه كن. آخر یكی دو روز دیگر عروسی بهار است. تمرین رقص كردهای؟ می ناب را از كوزه بیرون آوردهای؟ لباسهای تازهات كجاست؟
حلبچه آرام باش. سالهاست كه بر جای جسد خشكیده مردمانت، گلهای شقایق روئیدهاند. سالهاست دیگر كسی صدای ضجه مادرانت را نمیشنود. حلبچه آرام باش. عروسی بهار تو به خون كشیده شد و عاملانش چندی است به بند گرفتارند، اما چه سود؟ حلبچه مبادا زیبائی كوهها و سرسبزی دشتهایت، حكایت آن روز سیاه را از ذهنت بیرون كند. حلبچه، نمیتوانم با تو سخن بگویم. تنها میتوانم سرت را كه به زانوی غم فرو رفته است با نوك انگشتم بلند كنم و بگویم: اشكهایت را پاك كن. زندگی جاری است. در برگ برگ این درختان تناور، در سرخی وهمانگیز لالههای وحشی تو، آری، خون فرزندان پاك تو جاری است.
حلبچه، فرزندانت را بار دیگر به آغوش خود بخوان. به آنها بیاموز كه اگر نمیتوانند فراموش كنند دست كم "ببخشند". بگذار این چرخه باطل، این آرزوی مرگ مداوم، هر كس برای دیگری، آری بگذار این آرزوی مداوم جائی بمیرد كه صدامها بیدارند و جهان هنوز "مرگ" را میزاید. بگذار یكبار، فقط یكبار، من و تو، همان سر در گریبان فرو بردههای بیتاب، به جای انتقام، فریاد بخشش و عبرت سر دهیم شاید این قطار، در ایستگاهی بایستد. آهای، قطار عربدهكشان تشنهی جنگ را نگاه دارید. میخواهم پیاده شوم. حال تهوع دارم....

در دنیای امروزین که مردم کشورهای مختلف امکان تبادل اطلاعات و آگاهی از نتیجه تحقیقات علمی در اقصی نقاط دنیا را در دست دارند، حکایتهای ملی و افسانه های ساخته و پرداخته از اعتبار چندانی بر خوردار نیست .
حسین کردنژاد
دویچهوله: خانم نرسیسیان، روز ۲۱ فوریه روز جهانی زبان مادریست و بحث راجع به این موضوع یکمقدار شاید دشوار باشد. میخواستم به نکتهی خاص بپردازم، شاید بهتر بتوانیم وارد بحث بشویم و آن دو زبانگیست که فکر میکنم این مسئله شامل حال خیلی از ایرانیها باشد. وقتی ما با یک نفر صحبت میکنیم و میشنویم كه فردی دو زبانه هست خیلی تصور سادهای داریم و میگوییم، خوب دوتا زبان بلد است. ولی، آیا دید زبانشناسان به واژهی دوزبانگی هم اینقدر ساده است؟

دولت جمهوری اسلامی مدتهاست به نسل کشی کردها می پردازد . اما در چند وقت اخیر نسبت به این کار جریه تر شده است و نمونهای آن شهادت شوانه قادری ـ شیرکو امینی ـ و .... می باشد و از آنجا که چند روز پیش دوتن از معترضان سیاسی را در ماکو کشتند و همچنین قتل روزنامه نگار خوزستانی و دیگر جنایات بی حد و حصر را انجام میدهند همراه با ما و دست در دست هم اعتراض خود را به این نحو برخورد اعلام می کنیم لزا از شما تقاضا می کنیم با ثبت پیام اعتراض خود در کرد آزاد فریاد حق طلبی خود را بر آرید تا سکوت شب بشکند .
در بخش ادامه مطلب بخشی از درد دلهای یک کرد را با دیگر ایرانیان قرار داده ایم که می تواند نظر بسیاری از کردها باشد . خواهش میکنیم آنهای که به ما می تازند ابتدا این بخش را بخوانند و بعد نظر بدهند.
سیروان نیوز:
پرفسور "مظفر پرتوماه دانشمند مجاهد علم و ایمان، تحصیل کرده نامدار ومعاصر کردستانی ومصلح ومبلغ اسلام، هفته گذشته در غربت و در کشور آمریکا به ملکوت اعلی سفر کرد و به حضرت دوست پیوست. دکتر مظفر پرتوماه در سال 1320 در محله ی جورآباد سنندج چشم به جهان گشود .
